ابراهيم اصلاح عربانى
233
كتاب گيلان ( فارسى )
پشتيبانى مىكردند . اختلاف بين اعضاء كميته انقلابى به حدّى عميق بود كه موجبات نگرانى آزاديخواهان تهران را فراهم ساخت . محمد رضا مساوات و ميرزا طاهر تنكابنى و اديب السلطنه سميعى طى پيامى اعضاى كميته را دعوت به اتحاد و اتفاق نموده از آنان خواستند كه به اختلافات خود پايان دهند اما پيام آزاديخواهان تهران مؤثر واقع نشد و دامنه اختلافات بين ميرزا و حيدر عمو اوغلى و خالو قربان و طرفداران آنها وسيعتر گرديد . هريك از طرفين مصمم شده بودند با از بين بردن طرف مقابل آتش اختلافات را خاموش سازند . بالاخره در يك جلسه خصوصى محرمانه كه با شركت ميرزا كوچك خان ، گائوك آلمانى ، معين الرعايا ، اسماعيل جنگلى ، عبد الحسين شفائى ، محمد على پيربازارى و عبد الحسين ثقفى تشكيل شده بود تصميم گرفته شد كه مخالفين را توقيف كرده محاكمه نمايند . روز 26 محرم هجرى قمرى كه قرار بود كميته انقلاب در دهكده « ملاسرا » تشكيل شود طرح بازداشت مخالفين به مرحله اجرا گذاشته شد . صبح روز مزبور حيدر عمو اوغلى ، خالو قربان و سرخوش در عمارت ملاسرا حاضر شدند . چند تن از افراد آنها كه غالبا از مجاهدان كرد بودند آنان را همراهى مىكردند . محمد على خمامى ، ميرزا محمود كردمحلهاى و كاس آقا حسام خياط نيز براى ديدار ميرزا به عمارت ملاسرا رفته بودند . ناگهان ساختمان مزبور در زير رگبار گلوله قرار گرفت و افراد ميرزا براى دستگيرى حيدر عمو اوغلى و خالو قربان و همراهان آنها به ساختمان حملهور شدند . ساختمان به وسيله نارنجك و بمبهاى دستى به آتش كشيده شد و جنگ تنبهتن آغاز گرديد . چند تن از طرفين مقتول يا مجروح شدند . سرخوش در ميان شعلههاى آتش جان سپرد ؛ خالو قربان فرار كرد ولى حيدر عمو اوغلى حين فرار در اطراف پسيخان دستگير شد و به كسما اعزام گرديد . پس از اين واقعه جنگ سختى بين مجاهدان طرفدار ميرزا از يك طرف و كردها و سربازان روس از سوى ديگر آغاز شد كه مدت هفت روز ادامه داشت . حيدر عمو اوغلى را به دهكده دورافتادهاى به نام مسجد پيش فرستادند . او تحت نظر افراد معين الرعايا زندانى بود . ميرزا تصميم داشت وى را محاكمه نمايد امّا وقايع مهمى كه آن ايام پىدرپى اتفاق افتاد فرصتى براى تشكيل جلسات محاكمه باقى نگذاشت . همزمان با ميانجيگرى سفير شوروى بين تهران و جنگل رضا خان سردارسپه وزير جنگ در رأس نيروهاى دولتى به سوى گيلان روان شد . ميرزا كه نهضت جنگل را ميان گرداب اختلافات و جنگهاى داخلى در حال اضمحلال مىديد و يقين داشت در چنان شرايطى نخواهد توانست در برابر نيروى دولت به مقاومت پردازد به آخرين تلاشهاى خود دست زد و محمد انشائى و مير صالح مظفرزاده را براى مذاكره با قوام السلطنه نخستوزير و سفير شوروى به تهران فرستاد ولى متأسفانه نتيجهاى حاصل نشد . قوام السلطنه به نمايندگان جنگل اظهار داشت كه مسئله جنگل به او ارتباطى ندارد و مستقيما بايد توسط رضا خان سردارسپه وزير جنگ حلوفصل شود . سردارسپه نيز در همينحال به سوى گيلان پيش مىراند . شگفت آنكه كلانتراف وابسته نظامى سفارت شوروى نيز او را در اين سفر همراهى مىكرد . حيدر عمو اوغلى حين فرار در اطراف پسيخان دستگير شد و به كسماء اعزام گرديد . . . ميرزا تصميم داشت او را محاكمه كند امّا . . . سفير شوروى با اعزام وابسته نظامى سفارت در معيّت رضا خان هماهنگى كشور متبوع خود را با دولت ايران در سركوب نهضت جنگل به اثبات رسانيد و عملا هرگونه رابطه دوستانه را با جنگليها قطع كرد . در اين موقع رشت در اشغال نيروهاى خالو قربان بود ؛ وى كه از حاميان و دوستان صميمى احسان الله خان بود از روسها و كمونيستها اطاعت مىكرد . با نزديك شدن قواى دولت چون خالو از دو سو خود را در فشار مىديد تصميم گرفت از طريق ترك مخاصمه و تسليم رشت به رضا خان خويشتن را آسوده سازد لذا حاجى محمد جعفر كنگاورى را به امامزاده هاشم فرستاد . كنگاورى در امامزاده هاشم به حضور سردار سپه رسيد و براى خالو قربان اجازه شرفيابى گرفت ! رضا خان كه از صميم قلب مايل بود مسئله جنگل بدون جنگ و خونريزى و به طريق مسالمتآميز حل شود و در ابتداى كار موجبات زحمت وى را فراهم نسازد خالو قربان را با آغوش باز پذيرفت . با بودن وابسته نظامى شوروى در التزام ركاب جز اينهم انتظارى نمىرفت ! سرهنگ سالار نظام كه بعدها به نام كوپال معروف شد و به درجه سرلشگرى رسيد با سمت آجودانى ،